تبليغاتX
خاطرات تلخ یک عشق

خاطرات تلخ یک عشق

عید شما مبارک

عید سعیدغدیر را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم

یا علی دست همه ما رابگیر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 2:52  توسط یکیتائیان  | 

اما نمیشه

می خوام فراموشت کنم اما نمی شه !

تو سینه خاموشت کنم اما نمی شه !

می خوام ببوسم اون دو تا چشم سیاهو

دستی به آغوشت کنم اما نمی شه !

می خوام که عاشقت کنم اما نمی شه !

مثل شقایقت کنم اما نمی شه !

می خوام بگم دیوونتم ای نازنین یار

گیج حقایقت کنم اما نمی شه !

می خوام که زنجیرت کنم اما نمی شه !

از زندگی سیرت کنم اما نمی شه !

می خوام یه شب تو کوچه های بیوفایی

مجرم و دستگیریت کنم اما نمی شه !

می خوام که مجنونت کنم اما نمی شه !

چشمامو قربونت کنم اما نمی شه !

می خوام دم آخر که داری میری تنها

به عشق مدیونت کنم اما نمی شه !

(س غیاثی)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 17:0  توسط یکیتائیان  | 

عشق تو

 مرا از من بدزد و در گوشه ای از قلبت پنهان کن!

بگذار همه به دنبال من بگردند و نیابند مرا!

مرا در قلبت پنهان کن!!!

خانه ای امن و بی تکلف! در پناه سایبان دستان تنومندت، در جوار دیوار محکم سینه ات!

بگذار گم شوم در عشق تو...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 23:8  توسط یکیتائیان  | 

دلش

نه می خوام بین من و بین دلش جنگ بشه

نه می خوام عشقی که اون نداره کم رنگ بشه

من فقط یه چیزی از خدا می خوام دلم می خواد

واسه یکبارم شده دلش برام تنگ بشه

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 6:1  توسط یکیتائیان  | 

دور آخر

یادگار تلخ یک عشق · برگ 38. دیشب روزمو با اشک افطار کردم ! اشکی که بی اختیار چیکه چیکه میچکید روی گونه هامو سر میخورد نزدیک لبم منم می نوشیدمش ! ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 11:42  توسط یکیتائیان  |